محيط زيست آفريقا در بحران
چکيده:
امروزه محيط زيست غني، ارزشمند و بيهمتاي قاره سياه آفريقا با تهديدات زيادي نظير جنگها، رشد جمعيت، تخريب جنگلها، شکار بي رويه و کشاورزي در مناطق جنگلهاي استوايي بارانزا رو به رو است. از سوي ديگر، بروز قحطي، آوارگي، گسترش بيابانها، قتلعام گونههاي جانوري ارزشمند و در معرض انقراض نظير گوريلها و فيلها و زرافهها و کرگدنها، به وخيمتر شدن اين اوضاع منجر شده است.
آيا با وجود اين شرايط اسفبار و بحراني، ميتوان اميد چنداني به حفظ اکوسيستمهاي غني و در حال مرگ قاره داشت؟
آفريقا کهنترين قاره زمين به شمار ميرود که از دويست ميليون سال پيش و به دنبال جدا شدن پانگايا از آن، همچنان باقي مانده است. اين اکوسيستم و ارگانيسمهاي آن شامل رودها، جنگلها، بيابانها، مردابها، کوهها و علفزارهايي است که بر روي کره زمين، همتايي ندارد. امروزه اکثر بخشهاي اين اکوسيستم، در معرض نابودي قرار گرفته است.
انسانها به صورتي قابل تأمل، اکوسيستمهاي طبيعي قاره سياه را در هزاران سال گذشته، دستکاري و تخريب کردهاند. مثلاً در گذشته، شکارچيان براي سهولت در شکار، به سوزاندن درختان و تخريب جنگلها دست ميزدند. با آغاز عصر استعمارگري و شروع برده داري، قاچاق چوب و تجارت عاج همراه با کاشت درختاني نظير موز، گوش فيل، مانيوک و ذرت در جنگلهاي استوايي بارانزا، چهره محيط زيست آفريقا را با تغييراتي شگرف رو به رو کرد. اين تخريبها و دستکاريهاي انساني، انسجام محيط زيست کل اين قاره را با تهديد مواجه کرده است. وجود فقر گسترده، همراه با رشد لجام گسيخته جمعيت و فقدان قوانين حامي محيط زيست گياهي و جانوري نيز تخريب تدريجي طبيعت ارزشمند قاره سياه را تسريع کرده است.
تخريب جنگلها
آمار رسمي حاکي از آن است که تخريب جنگلهاي آفريقا در شصت سال اخير، بيش از يک دوره ده هزار ساله پيش از آن بوده است. از سوي ديگر، اگرچه فعالان تجارت چوب در هر هکتار جنگل، تنها به دنبال چند درخت مناسب از لحاظ تجاري هستند، اما ساخت راههاي جنگلي ويژه حمل و نقل جرثقيلها و تريلرهاي بزرگ، تأثيرات بسيار مخربي را بر جاي ميگذارند. البته شکارچيان هم از همين جادهها براي صيد گونههاي جانوري وحشي استفاده ميکنند.
کاشت گونههاي تجاري ميوه نيز از بين رفتن سريع گياهان در معرض انقراض را تسريع کرده است. در قارهاي که جنگلهاي داخلي بخشي از حقايق روزمره آن را تشکيل ميدهد، فروش چوبهاي جنگلي ميتواند يک منبع مطمئن درآمد محسوب شود. (وضعيت مناطق شمالي کنگو، يک مثال خوب است.) همچنين با تبديل جنگلهاي بزرگ به قطعات کوچک تر، زندگي جانوران ارزشمند مورد توجه شکارچيان، بيش از هميشه در معرض خطر قرار ميگيرد.
قحطي و جنگهاي داخلي دامنهدار نيز باعث شده که خانوادههاي آفريقايي براي فرار از چنگال گروههاي شورشي به اعماق جنگلها پناه ببرند و تنها شيوه ممکن براي ادامه زندگي آنان، سوزاندن و از بين بردن درختان براي کشاورزي و شکار حيوانات است. در سراسر دنيا هم به دنبال گسترش موج شهرنشيني و صنعتي شدن، تقاضا براي محصولات چوبي به ويژه زغال و چوب جنگلي، افزايش يافته است. در يک دوره بيست و چهار ساله (1970 تا 1994 ميلادي) مصرف محصولات چوبي در آفريقا دو برابر شده است. در سالهاي دهه هشتاد ميلادي، سي و نه ميليون هکتار از جنگلهاي استوايي از بين رفت. در سال 1995 ميلادي نيز ده ميليون هکتار از اين جنگلها تخريب شد. اگر منابع ديگر سوخت و درآمد براي مردم فقير آفريقا فراهم نشود، زندگي کنوني وابسته به مصرف چوبهاي جنگلي، به تداوم تخريب اين جنگلهاي ارزشمند منجر خواهد شد.
گسترش بيابانها
با از بين رفتن جنگلهاي آفريقا، بيابانها گسترش مييابند. گزارش منتشر شده از سوي انستيتوي بينالمللي محيط زيست و توسعه تخمين زده که گسترش بيابانها، يک سوم کل خاک آفريقا را تهديد ميکند. مثلاً در جنوب صحراي بزرگ آفريقا، همه ساله بيابانها چندين کيلومتر پيشروي ميکنند. در آفريقاي شمالي نيز چهار صد و سي و دو ميليون هکتار زمين (پنجاه و هفت درصد کل مساحت منطقه) در معرض تبديل شدن به بيابان است. تخريب جنگلها به همراه چراي بيش از حد دام در مراتع و جنگلها، دو عامل اصلي در گسترش بيابانها در آفريقا به شمار ميآيد، موضوعي که با وجود اختلاف نظرهاي کنوني ميان کارشناسان، ميتواند به افزايش قحطيها و خشکساليها بيانجامد.
حيات وحش در محاصره
با از بين رفتن جنگلها و گسترش مناطق بياباني، جمعيت گونههاي حيات وحش به مرز فاجعه آميزي نزديک ميشود و با وجود جمعيت فراوان و گرسنهاي که همواره از سوء تغذيه رنج ميبرند، بسياري از اين حيوانات، همه روزه براي تأمين غذا و يا فروش، شکار ميشوند.
همه ساله صدها هزار جانور در آفريقا به وسيله شکارچيان حرفهاي و يا محلي شکار ميشوند. قتل عام فيلها براي به دست آوردن عاجهاي گران قيمت آنها که در بازارهاي محصولات تزئيني کشورهاي پيشرفته طرفداران زيادي دارد، شکار کرگدنها براي شاخهايشان و يا قتل عام گوريلها براي به دست آوردن پاها و دستهاي آنان، همراه با کشتن حيوانات براي مصرف گوشت آنها، حيات بسياري از اين جانداران را در معرض تهديدي جدي قرار داده است. براساس گزارش کنوانسيون بينالمللي تجارت گونههاي در معرض انقراض، زندگي سي حيوان بومي آفريقا نظير ميمونها، فيلها، شمپانزهها، گوريلها و آهوها، به دليل شکار براي گوشت آنها، در آستانه نابودي قرار دارد. به اين شرايط اسفبار بايد آوارگيهاي گسترده ناشي از جنگها و ناآراميهاي داخلي را نيز بيافزاييم. مثلاً ششصد هزار نفر از آوارگان بحران بروندي در سال 1994 ميلادي، روانه منطقه حفاظت شده انگارا در شمال تانزانيا شدند. آنان براي زنده ماندن و ساختن کلبههايي موقتي، صدها هزار درخت و گونه جانوري مختلف را از بين بردند. از سوي ديگر، به دليل وجود کارگران ارزان قيمت، مافياي غير قانوني استحصال چوبهاي جنگلي، با سرعتي فزاينده به نابودي درختان ميپردازد. اين آوارگان هزار و پانصد هکتار از اين مناطق حفاظت شده را به زمينهاي کشاورزي تبديل کردند.
گفته ميشود که در سال 1930 ميلادي، بين پنج تا ده ميليون فيل در ميان درختچهها و مناطق نيمه بياباني آفريقا زندگي ميکردند. در سال 1989 ميلادي، تعداد اين حيوانات دوست داشتني به شصت هزار عدد رسيد. تنها در يک دوره ده ساله (1979 تا 1989 ميلادي)، تعداد فيلهاي آفريقايي به نصف کاهش يافت تا بازار خريد و فروش عاج اين حيوانات، همچنان پر رونق باقي بماند. نکته تأسفبار ديگر اينکه، با کاهش تعداد فيلهاي مسن، شکارچيان قتل عام فيلهاي نيمه بالغ و ماده را که عامل اصلي زاد و ولد آنها به شمار ميروند نيز شروع کردهاند.
امروزه با وجود غير قانوني شدن تجارت عاج فيلها و افزايش تعداد فيلها در پارهاي از مناطق، به دليل از بين رفتن چراگاههاي طبيعي آنان به علت رشد زياد جمعيت، همراه با افزايش زد و خوردهاي نژادي و داخلي، تداوم زندگي فيلها به شدت در معرض خطر قرار گرفته است.
چندي پيش ديويد ويلکي، زيست شناس کالج بوستون که به بررسي جنگلهاي منطقه گنگو پرداخته بود، اعلام کرد که همه ساله يک ميليون تن از حيوانات اين ناحيه کشتار ميشوند. هشتاد درصد حيوانات به دام افتاده در تلههاي فولادي و سيمي، پيش از رسيدن شکارچيان ميميرند و يا توسط حيوانات ديگر خورده ميشوند.
در سرزمين آفريقا پنجاه و هشت گونه جانوري نخستين بي همتا در سراسر دنيا وجود دارد که بسياري از آنها به صورت اتفاقي، کشف و شناسايي شدهاند. از چهار گونه جانوري انسان نما نيز سه گونه (شامل بوزينهها، شمپانزهها و گوريلها) در اين قاره وجود دارد. به دليل تخريب سريع جنگلها و مناطق بکر طبيعي، بقاي اين حيوانات ارزشمند با تهديدات زيادي رو به رو است. به علاوه اين جانوران بايد در مناطق جنگلي پراکنده و جزيرهاي و با تهديداتي نظير بيماري، شکار و تخريب محيط زيست، براي بقاي خود مبارزه کنند.
امروزه تنها ششصد گوريل کوهستاني در سراسر قاره آفريقا وجود دارد. اين گونه را به عنوان گونهاي با بيشترين تهديد براي بقا معرفي ميکنند. مهم ترين دليل پيدايش اين وضعيت، تخريب جنگلها براي کشاورزي و از بين بردن آنها براي مصارف دارويي و غذايي و يا به عنوان يادگاري! ميباشد.
وضعيت شمپانزهها نيز بسياري بحراني است. تعداد آنان از دو ميليون شمپانزه در سال 1900 ميلادي به صد و پنجاه هزار در سال جاري کاهش يافته است. و جنگلهاي باراني بروندي، جمهوري آفريقاي مرکزي، رواندا، سودان، تانزانيا، اوگاندا و زئير، آخرين پناهگاههاي آنها ميباشد.
در پاييز سال 2000 ميلادي، جان اوآيتس يکي از زيست شناسان حيات نخستين در کالج هانتر دانشگاه نيويورک اعلام کرد که در صورت تداوم وضعيت کنوني، حيات ميمونهاي پروکولوبوس نيز به سرنوشت ميمونهاي منقرض شده ايکووس و هيپوتراگوس دچار خواهد شد. به علاوه وي پيش بيني کرده که در پانزده سال آينده، ديگر هيچ يک از اين گونهها در طبيعت قاره سياه يافت نخواهد شد.اما نبايد يک نکته را فراموش کرد: در کنار فيلها و زرافهها و گوريلها و کرگدنهاي در معرض نابودي، دهها گونه جانوري ديگر نظير گرگهاي بومي اتيوپي و خرگوشهاي کراتوتريوم وجود دارند که انقراض آنها چندان مورد توجه رسانههاي ما قرار ندارد.
فراموش نکنيد که در سال 1900 ميلادي، صد ميليون انسان در آفريقا زندگي ميکردند، ولي اين عدد در حال حاضر به هشتصد ميليون نفر افزايش يافته است. و گفته ميشود که ظرف بيست و پنج سال آينده، تعداد جمعيت ساکن در اين قاره به يک ميليارد و ششصد ميليون نفر افزايش مييابد. هم اينک نرخ رشد جمعيت آفريقا حدود سه درصد است که از قارههاي ديگر بيشتر ميباشد. چنين رشد لجام گسيخته و سريعي را بايد مهم ترين تهديد موجود در برابر حفظ و بقاي محيط زيست آفريقا به شمار آورد. در صورت عدم کاهش اين نرخ جمعيت، ديگر نميتوان اميد چنداني به حفظ اکوسيستمهاي غني ولي در حال مرگ قاره سياه داشت. چرا که اين منابع طبيعي ديگر تاب تحمل اين همه فشار و تهديد را ندارد.
منبع: www.Amnh.org
Gordy Slack: (گوردي اسلاک)
کارشناس برجسته حوزه محيط زيست و از نويسندگان همکار با نشريه ما در جونز و پايگاه Salon. وي کتاب «نبرد بر سر معنا دادن به هر چيز» را نگاشته است.
· منبع: ماه نامه - سياحت غرب - شماره 66
مترجم:محسن داوري
