تبليغاتX
منجم باشي

منجم باشي

دامغانdamghan damqan

اينک به پايان عصر مدل‌ها نزديک شده‌ايم. هرچند هنوز هم دختران بر روي سکوهاي نمايش لباس‌هاي طراحان پوشاک مد، در حال خراميدن هستند. ما شاهد تشابهات زيادي ميان اين دختران بسيار لاغر و جوان در شهرهاي نيويورک و لندن و پاريس هستيم. اين عروسک‌هاي خوش خرام با چهره‌هايي دوست داشتني، چشم‌هايي درشت، لب‌هايي کلفت و برآمده و هيکل‌هايي درشت مشابه نژاد اسلاو، همچنان به فعاليت مشغولند. به همين خاطر، يکي از اين افراد را ببينيد، گويي که همه آنها را ديده‌ايد. ولی نکته اصلي چيست؟اين دختران قرار نيست که جايگاه طراحان را ارتقا دهند و البته اين وضعيت به اين معنا نيست که آنان را بايد برهنه‌تر نمود. اين دختران معصوم به سادگي و همانند يک دستمال کثيف، جاي خود را به ديگري مي‌دهند. درست همانند کاري که يک فروشنده پس از چند روز با يک مانکن پلاستيکي قرار داده شده در دکور مغازه‌اش انجام مي‌دهد.برخلاف دهه‌هاي پيشين که اين مدل‌ها نه تنها در سکوهاي نمايش مد، بلکه بر روي فرش‌هاي قرمز، جلدهاي مجلات، صفحات تبليغاتي، فروشگاه‌هاي عرضه محصولات آرايشي و باشگاه‌ها و آرايشگاه‌ها هم ظاهر مي‌شدند، اين دختران ديگر فاقد قدرت شده‌اند، به گونه‌اي که حتي توانايي کنترل اندام‌هايشان را ندارند؛ و ديگر نمي‌توان براي آنها هيچ وزني (با تمام ابعاد آن) قائل شد. بايد يادآوري کنم که روزنامه «نيويورک تايمز» در شماره هفته گذشته‌اش اين چنين نوشته بود: «ما در ميان اين مدل‌ها، به ندرت شاهد حضور زنان دو رگه و يا سياه‌پوست هستيم.» دريک چتي هم در بهار گذشته به اين روند اشاره کرده بود. روزنامه‌هاي «واشنگتن پست» و «اينديپندنت» هم پرده از اين وضعيت برداشته و يادآوري نموده‌اند که در بازار مد ما شاهد افول تدريجي تنوع هستيم.مثلاً اگرچه در شوي لباس ميلان در ماه مارس گذشته، بيش از 000/2 مدل وجود داشت، اما چتي مي‌گويد که در ميان آنان کمتر از تعداد انگلشتان دست مي‌توانستيد مدل‌هاي آسيايي و يا سياه را ببينيد. البته مجله پوشاک زنان (WWD) هم در بررسي نمايش‌هاي مد فصل پاييز امسال به اين نکته اشاره نموده بود. اما چرا؟ زيرا اين مدل‌ها بايد ديده شوند و در عين حال نبايد توجه بينندگان را به خود جلب کنند. چرا که به عنوان مثال، يک زن سياه مي‌تواند افکار بيننده را بيش از آنچه که بايد، به خود مشغول نمايد.نبايد از يک نکته مهم چشم‌پوشي نمود، چرا که بنا به خواست صاحبان صنعت مد، دختران وارد شده به اين بخش، بايد از يک سوپر استار شناخته شده، به کارگراني بي‌نام و ناشناخته که نان بدن خود را مي‌خورند، تبديل گردند. ما شاهديم که دختران ترک تحصيل نموده از دبيرستان‌ها و يا مهاجران فقير اروپاي شرقي و يا آمريکاي لاتين، به دليل تلاش براي امرار معاش و يافتن شغل، در دام اين صنعت مي‌افتند.از سوي ديگر، خانم ماگالي آمادي که يکي از زنان کنار گذاشته شده از اين صنعت است، در مورد بازار مد چنين مي‌گويد: «يکي از ويژگي‌هاي جذاب اين صنعت در دنياي امروز اين است که دختران به سرعت وارد اين تجارت مي‌شوند و خيلي زود هم دور انداخته مي‌شوند... اين دختران جوان، مثل يک زباله به سرعت مچاله شده و با مدل‌هايي تازه وارد تعويض مي‌شوند.» من به خوبي به ياد مي‌آورم که در دوره نوجواني،‌ با مشاهده مجلات ادواري مد آرزو مي‌کردم که قيافه‌اي شبيه لاندنر جين شريمپتون و آرايش مو و صورتي نظير توييگي داشتم. در آن سال‌هاي دهه شصت ميلادي، وروشگا ملکه آلماني صنعت مد در مجله Vogue ، الگوي چهره همه زنان آمريکايي به شمار مي‌رفت.کمي بعد هم لاورن هوتون به معروفيتي جهاني دست يافت. بعدها نيز تصوير بورلي جانسون اولين مدل سياه پوست، بر روي جلد مجلات مد (آمريکا) نقش بست. بعدها ما شاهد به صحنه آمدن مدل‌هايي نظير کارن گراهام، رنه روسو، کارول آلت، کيلي ليبروک، آيمن، راسل‌ هانتر، پاولينا پريزکوا، کلوديا شيفر، اله ماکپرسن، استفان سيمور، آمبر والتا، تيرا يانکز، شالوم ‌هارلو و ديگران بوديم.در آن سال‌ها، مدل‌ها به زمين و زمان فخر مي‌فروختند و ستاره‌هاي زمين بودند. آنها براي کالاهاي بازار، تقاضا ايجاد مي‌کردند و شما در هر جايي مي‌توانستيد چهره‌هاي آنان را ببينيد. حتي هنگامي که سايز لباس‌هاي آنان کوتاه‌تر و کوتاه‌تر مي‌شد، بسياري فکر مي‌کردند که مدل‌هاي بر تن کننده اين لباس‌ها، کوتاه قدتر شده‌اند.امروزه ما شاهديم که ستاره‌هاي فيلم‌هاي‌ هاليوود، به قراردادهاي تبليغاتي محصولات آرايشي و پوشاک روي آورده‌اند و چهره‌هايي نظير راسل زو بر صنعت مد سلطه اي تمام عيار دارند. آيا اين شرايط به خروج طراحان پوشاک از صحنه منتهي نخواهد شد؟ همه مي‌دانند که دختران فعال در اين صنعت بايد همراه با رژيم‌هاي غذايي سخت و طاقت‌فرسا و گرسنگي دست و پنجه نرم کنند. حداقل 3 نفر از اين افراد در 18 ماه گذشته به دليل افراط در رژيم‌هاي توصيه شده، جان خود را از دست داده‌اند. آنان بايد همواره با لباس‌هايي کوتاه‌تر و تلاش براي متناسب نمودن اندام‌هايشان با لباس‌هاي جديد طراحي شده بکوشند تا در مراسم و افتتاحيه‌ها، بتوانند نمايش خود را به بهترين صورت انجام دهند.با بزرگ‌تر شدن اين دختران کوچک، آنان مشاهده مي‌کنند که مديران اين صنعت، همواره چشم به ورود دخترکاني لاغرتر و کشيده‌تر دارند. آنها درمي‌يابند که بازوهايي استخواني و زانواني ناصاف و برآمده، مورد توجه هستند و بايد سينه‌ها و سرشانه‌هايي سکسي‌تر از ديگران داشته باشند. به علاوه، آنان شاهد اين حقيقت هستند که دخترکان بدون نام و صامتي هستند که تنها به خاطر ظاهر برازنده و معده‌هاي خالي‌شان ارزش گذاري مي‌شوند.اماآنچه که آنها نمي‌بينند اين حقيقت است که در زندگي جايي براي نقش بازي کردن وجود ندارد. آنتونيا زربيسياس: بانوي روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويس کانادايي و برنده چند جايزه ملي در حوزه وبلاگ‌نويسي و روزنامه‌نگاري. منبع:ماهنامه سیاحت غرب،شماره 57-مترجم:محسن داوری
+ نوشته شده در  87/02/17ساعت 18:5  توسط محسن  |