تبليغاتX
منجم باشي

منجم باشي

دامغانdamghan damqan

safar
+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 17:53  توسط محسن  | 

 

             

          

      

       

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 12:3  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:53  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:51  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:50  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:49  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:24  توسط محسن  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:19  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:14  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:11  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:9  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:5  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 1:3  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 0:36  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 0:24  توسط محسن  | 

توی چاردیواری عشق
زیر سقفی از صداقت
میشه پیش هم بشینیم
رو حصیری از رفاقت

من و تو یه باغچه داریم
با گلای پاک و زیبا
نذاریم که دست پاییز
گلا رو بگیره از ما

پاییزه کمین نشسته
پشت دیوار جدایی
میخواد این باغچه بمونه
زیر آوار جدایی

شیطونه میخواد بکاره
بذر نفرت تو دلامون
نذاریم مهر طلاق و
بزنه به دفترامون

قسمت می دم به گلها
به گلای شاد و خندون
بیا این بازی تلخ و
نکنیم با زندگیمون
بیا این بازی تلخ و
نکنیم با زندگیمون


+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:56  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:48  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:6  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:5  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:3  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:2  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:1  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 23:0  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:59  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:53  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:49  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:48  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:47  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:13  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 22:9  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 21:45  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 12:41  توسط محسن  | 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 12:38  توسط محسن  | 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 12:34  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 11:49  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 11:42  توسط محسن  | 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 11:34  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 11:32  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 11:31  توسط محسن  | 

 
 
 
+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 10:38  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/20ساعت 10:36  توسط محسن  | 

مثل یخ بستن یک موج
مثل طوفان شدن باد
لحظه پریدن از خواب
در سکوتی مثل فریاد
حس قطره بودن ما
در کنار کهکشانها
حس خالی شدن از حجم
روی سقف آسمانها
در تحیر از فراسوی حیات
در شگفت از انتهای کائنات
راز آغاز من و برگ
سر زندگی پس از مرگ
مثل قلب یه قناری پر التهابم امشب
مثل برگی بر تن رود در مسیر خوابم امشب

مثل یخ بستن یک موج
مثل طوفان شدن باد
لحظه پریدن از خواب
در سکوتی مثل فریاد
حس قطره بودن ما
در کنار کهکشانها
حس خالی شدن از حجم
روی سقف آسمانها
در تحیر از فراسوی حیات
در شگفت از انتهای کائنات
راز آغاز من و برگ
سر زندگی پس از مرگ
مثل قلب یه قناری پر التهابم امشب
مثل برگی بر تن رود در مسیر خوابم امشب

در دلم چیزی فرو ریخت
مثل یک شهاب تردید
آذرخشی شد و تابید
پاره پاره تن خورشید
توحید توحید توحید توحید


+ نوشته شده در  84/12/15ساعت 11:54  توسط محسن  | 

تفاوتهای خون و اشک :::::
      ۱- خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بیرنگه درد عشقه .
      ۲- خون وقتی میاد بیرون میسوزه اما اشک اول میسوزه بعد بیرون میاد .
      ۳- خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه .
      ۴- جای زخم خون خوب میشه ولی مال اشک خوب نمیشه .
      ۵- خون همیشه مال درد و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال خوشحالیه .
      ۶- جلوی خون و میشه گرفت ولی اشکو نه .
      ۷- از جاری شدن خون ، کسی خجالت نمیکشه اما بعضیا از اینکه اشک بریزن خجالت
      میکشن و دستاشونو میزارن رو صورتشون.
      ۸- با خون میشه به یکی زندگی داد ولی با اشک نمیشه.
      ۹- با اشک میشه دلی رو به رحم آورد ولی با خون نمیشه .

+ نوشته شده در  84/12/15ساعت 10:16  توسط محسن  | 

لحظه‌هارو با تو بودن
در نگاه تو شكفتن
حس عشق رو در تو ديدن
مثل روياي تو خوابه
با تو رفتن
با تو موندن
مثل قصه تورو خوندن
تا هميشه تورو خواستن
مثل تشنگي آبه
اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم
بي تو اما سرسپردن
بي تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن
بي تو خوب من محاله
بي تو حتي زنده بوندن
بي هدف نفس كشيدن
تا ابد تورو نديدن
واسه من رنج و عذابه
اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم
توي آسمون عشقم
غير تو پرنده‌اي نيست
روي خاموشي لبهام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست
توي قلب من عزيزم
هيچ كسي جايي نداره
دل عاشقم بجز تو
هيچ كسي رو دوست نداره
اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي

+ نوشته شده در  84/12/15ساعت 10:8  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/15ساعت 0:18  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  84/12/15ساعت 0:4  توسط محسن  |