|
عکس هايی که رنگ علم می گيرند
| |||||||||||||
عکسی که از نزدیک از یک دانه فلفل و بلورنمک دریا برداشته شده جایزه مسابقه عکاسی "جلوه های دانش" امسال را برده است.
دیوید مک کارتی از دانشکده داروسازی دانشگاه لندن که عکس برنده جایزه را با استفاده از میکروسکوپ الکترونی بسیار دقیق (اس ای ام) برداشته است می گوید که تهيه این عکسها یک کار تفریح آمیز برای او بوده است. در این مسابقه که با کمک مالی موسسه نووارتیس و روزنامه بریتانیایی دیلی تلگراف برگزار شده است، از ترکیب های متفاوتی از تصاویر، از تکنیکی گرفته تا تجسمی استفاده شده است.
دیوید مک کارتی می گوید که او معمولا از دستگاه گران قیمت و حساس خود برای ماموریت های مهم تر استفاده می کند. او می گوید:" اما بعضی وقت ها من (با استفاده از این دستگاه) برای دوست دخترم کارت کریسمس درست می کنم و هرسال این کار مشکل تر میشود. او نمک و فلفل زیادی روی غذایش می پاشد برای همين پيش خودم فکر کردم: حالا می دانم چکار کنم." آدام هارت دیویس، مجری برنامه تلویزیونی دانش می گوید هیئت داوران در تصمیم انتخاب عکس نمک و فلفل به عنوان برنده جایزه تقریبا متفق القول بودند. آقای دیویس می گوید آدم آرزو می کرد که خودش این عکس را گرفته بود ولی البته هر کسی نمی تواند چنين عکس بگيرد چون باید میکروسکوپ الکترونی با دقت بسیار زیاد داشته باشد. اما همین که شخص یک چنین احساسی می کند، نشان می دهد که این عکس بسیار عالی است. در سالهای اخیر عکس هايی که با میکروسکوپ های الکترونی گرفته می شود بسیاری از جوایز جلوه های دانش را به خود اختصاص داده اند. ميکروسکوپ الکترونی نوعی ميکروسکوپ است که برای بزرگنمايی اشيای بی نهايت کوچک به جای نور از الکترون استفاده می کند. جزئیات این عکس ها شگفت آور است ولی چیزی که ممکن است عده زیادی ندانند این است که این عکس ها در اصل سفید و سیاه هستند و رنگ های مختلف بعدا به آن اضافه شده. در عکس برنده جایزه، یکی از همکاران دیوید مک کارتی در دانشگاه لندن رنگ نارنجی را به عنوان اشاره به خورشید بعدا به دانه فلفل اضافه کرده چرا که هم فلفل و هم خورشید احساس داغی میدهند. بلور نمک را بدلیل اینکه منشأ آن دریاست رنگ آبی زده اند. دست های بی جان اما اشتباه است اگر فکر کنیم که جلوه های دانش تماما درباره عکسبرداری با نمای درشت است. سوژه برنده در رده عکسبرداری از اشخاص، اثری به نام دستهای مصنوعی از اماندا ربچی، یک عکاس پزشکی در دانشگاهی در کمبریج است.
دامنه کار او بسیار وسیع است. مثلا ممکن است از او بخواهند که از مجروحین عکس بردارد یا اینکه برای تبلیغ درباره بیمارستان عکس هایی تهیه کند. اماندا ربچی می گوید:" این برای من بیشتر یک پروژه شخصی بود. من اغلب از کنار آزمایشگاه های پزشکی رد می شوم و اعضای مصنوعی بدن را می بینم. خیلی کنجکاو بودم که به داخل آزمایشگاه ها بروم و از نزدیک این دست و پاهای مصنوعی را ببینم. معمولا استادان دانشگاه تعداد زیادی از این دست و پاهای مصنوعی را یک جا حمل نمی کنند. فکر کردم سوژه خنده داری خواهد بود اگر یک استاد انبوهی از آنها را بغل کرده باشد." شريک جِرم بی تناسب نمی بود اگر عکس جيم گرينفيلد از ميگويی که روی دندان های يک ماهی جولان می دهد در بخش عکاسی حيات وحش برنده می شد. اما عکس او در بخش عکس های ماجراجويانه برنده شده است. جيم گرينفيلد عاشق غواصی و محيط زيست دريايی است.
او عکس خود را در عمق ده متری آب های ساحلی جزيره کيوراسا در دريای کارائيب گرفته است. جيم گفت: "تعدادی شقايق بزرگ دريايی هست که ماهی ها آن را ايستگاه نظافت تلقی می کنند." "اين شقايق ها زيستگاه ميگوهای نظافتچی ريز است. در ساعات مشخصی از روز، ماهی ظاهر می شود و با دهان باز کنار شقايق ها منتظر می ماند. بعد ميگو قدم زنان می آيد و توی دهان ماهی می رود." اين معامله ای است که هر دو طرف آن برنده هستند: ماهی از انگل های لای دندان ها خلاص می شود و ميگو هم غذای مفصلی نوش جان می کند. سلول موذی در رقابت های امسال عکسی هست که گويی باعث جلب نظر همه بينندگان می شود و البته اين عکس هم با ميکروسکوپ الکترونی گرفته شده. ان وستون از خدمه علمی مرکز تحقيقات سرطان بريتانياست. او عکس خارق العاده ای از يک سلول سرطانی که روی يک قطعه فيلتر کاغذی آغشته به ژل می خزد تهيه کرده است. عکس سلول را درحالی که تلاش دارد به داخل يکی از منفذهای فيلتر بخزد نشان می دهد. خانم وستون به بی بی سی گفت: "اين سلول ها انگار هميشه می خواهند رو به پايين حرکت کنند. راحت ترين راه را پيدا می کنند و از سوراخ پايين می خزند." اين عکس برنده بخش عکس های پزشکی و حيات شد. کليه عکس های جلوه های دانش در دو نمايشگاه که به مرور زمان به گوشه و کنار بريتانيا سر می زنند به نمايش در خواهد آمد. | |||||||||||||
اين شانزدههزار صندلي
| ۳ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۸ | تعداد بازديد : 2609 | كد خبر : ۳۲۴۷۸ |
تجهيز و نوسازي ناوگان هوايي مسافري کشور در دستور کار دولت جديد قرار گرفته است.
دولت در سال جاري تاکنون بيش از 500 ميليون دلار براي تجهيز و نوسازي ناوگان هوايي مسافري کشور از منابع مختلف همچون حساب ذخيره ارزي اختصاص داده و پيش بيني مي شود اين ميزان تا پايان سال جاري به يک ميليارد دلار برسد.
در حال حاضر تعداد ناوگان هوايي مسافري کشور به حدود 104 فروند رسيده که 32 فروند آن استجاري است.
يک برآورد تقريبي نيز نشان مي دهد که ارزش ناوگان فعلي حمل و نقل هوايي مسافري فعال کشور نيز حدود 800 ميليون دلار است.
عمر متوسط ناوگان حمل و نقل هوايي کشور نيز بين 16 تا 17 سال گزارش شده و خريد هواپيما با عمر بيش از 12 سال از سوي سازمان هواپيمايي کشور ممنوع اعلام شده است.
همچنين ناوگان هوايي مسافري کشور در حال حاضر داراي 16 هزار و 759 صندلي است که 4 هزار و 782 صندلي آن مربوط به هواپيماهاي استيجاري موجود در ناوگان مي باشد.
هماکنون عهدهداران اين تعداد هواپيما در ناوگان هوايي مسافري کشور، شرکتهاي هواپيمايي «ايران اير»، «آسمان»، «کيش اير»، «ماهان»، «کاسپين»، «ايران اير تور»، «ساها»، «حمل و نقل هوايي نفت»، «تفتان»، «سفيران»، «ارم اير» و «آريا» هستند.
شرکت هواپيمايي دولتي ايران اير که رياست آن به عهده سعيد حسامي است و بزرگترين شرکت هواپيمايي کشور محسوب مي شود، 36 فروند هواپيماي ملکي و استجاري در اختيار دارد.
اين شرکت داراي 4 فروند بوئينگ 747 ملکي، 8 فروند ايرباس 300 ملکي، 8 فروند ايرباس 310 ملکي، 4 فروند بوئينگ 727 ملکي، 5 فروند فوکر 100 ملکي و 7 فروند فوکر استجاري است. 7 هزار و 896 صندلي ناوگان هوايي مسافري کشور به شرکت هواپيمايي ايران اير(هما) اختصاص دارد.
از سوي ديگر، شرکت هواپيمايي «ايران اير تور» به رياست صادقي که از زير مجموعههاي شرکت هواپيمايي هما است، 9 فروند توپولوف 154 استيجاري در اختيار دارد که يک هزار و 386 صندلي موجود در ناوگان را به خود اختصاص داده است. يک هزار 386 صندلي موجود در ناوگان به اين شرکت تعلق دارد.
شرکت هواپيمايي «چابهار ايرلاين» هم که وابسته به صندوق بازنشستگي هما است، و کاپيتان صديق آنرا هدايت مي کند، 6 فروند هواپيماي فوکر 100 ملکي دارد که به هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران اجاره داده است.
مديرعامل شرکت هواپيمايي خصوصي ماهان هم که در خريد هواپيما بسيار موفق بوده، عرب نژاد است که به صورت يک الگو در خريد هواپيما در ايران مطرح است.
شرکت هواپيمايي «ماهان» 9 فروند هواپيما در ناوگان هوايي مسافري کشور فعال دارد که 5 فروند آن ايرباس ملکي با قابليت پرواز بالا است.
اين شرکت 3 فروند ايرباس 300 ملکي و 2 فروند ايرباس 320 ملکي، 2 فروند ايرباس 310 استيجاري، و يک فروند هواپيماي توپولوف 154 و يک فروند توپولف 204 استيجاري فعال دارد.
يک هزار و 850 صندلي موجود در ناوگان هوايي مسافري به شرکت هواپيمايي ماهان اختصاص دارد.
در همين حال، شرکت هواپيمايي «آسمان» نيز که سهامدار آن صندوق بازنشستگي کشور است و توسط عابدزاده اداره مي شود، 19 فروند هواپيماي فعال در ناوگان هوايي دارد که تنها دو فروند آن استيجاري است.
3 فروند بوئينگ 727 ملکي، 3 فروند اي تي آر 72 ملکي، 11 فروند فوکر 100 ملکي و 2 فروند اي تي آر استيجاري را ناوگان هواپيمايي آسمان را تشکيل مي دهند.
اين گزارش مي افزايد: 2 هزار و 14 صندلي موجود در ناوگان نيز به اين شرکت تعلق دارد.
شرکت هواپيمايي «کيش» اير نيز به رهبري کاپيتان خليلي، 11 فروند هواپيماي فعال در ناوگان هوايي دارد که شامل 6 فروند فوکر 50 ملکي، 2 فروند توپولف 154 ملکي و سه فروند بوئينگ MD استيجاري مي شود.
اين شرکت يک هزار و 91 صندلي ناوگان هوايي کشور را به خود اختصاص داده است.
شرکت هواپيمايي «کاسپين» به فرماندهي رزاقي نيز داراي 4 فروند هواپيمايي توپولف ملکي فعال در ناوگان هوايي کشور است که 647 صندلي نيز در ناوگان دارد.
شرکت هوايپمايي «ساها» که وابسته به يک نهاد نظامي است و مديرعاملي آن نيز بر عهده نيکو کار است، دو فروند بوئينگ 707 ملکي دارد و 342 صندلي ناوگان هوايي نيز مربوط به اين شرکت است.
در همين شرايط، شرکت حمل و نقل هوايي نفت که به وزارت نفت وابستگي دارد و زير نظر کاظم پور هدايت مي شود، 2 فروند فوکر 50 و يک فروند تيونتر دارد که در پروازهاي چارتر از آن استفاده مي کند و مجموعا 111صندلي در ناوگان متعلق به اين شرکت است.
شرکت هواپيمايي «تفتان اير» نيز داراي 2 فروند فوکر 50 با 100 صندلي ملکي است که کاپيتان آهنگي هدايت آن را برعهده دارد.
از سوي ديگر، شرکت هواپيمايي «سفيران» نيز که زير نظر حبيبيان هدايت مي شود، در حال حاضر يک فروند بوئينگ استيجاري دارد و هواپيماي ايران 140 آن نيز به تعميرات رفته است. 148 صندلي ناوگان هوايي متعلق به اين شرکت است.
هواپيمايي «قشم اير» 2 فروند ايرباس 321 استيجاري و 2 فروند ايلوشين باري دارد. 440 صندلي مسافري ناوگان هوايي متعلق به اين شرکت است.
شرکت هواپيمايي «آريا» با هدايت کاپيتان دادپي ، داراي 2 فروند فوکر 50 ملکي و 2 فروند توپولوف 154 استيجاري است که 420 صندلي موجود در ناوگان هوايي مسافري را به خود اختصاص داده است.
هواپيمايي «ارم» نيز به مديرعاملي طالبي داراي 2 فروند توپولوف 154 اجاره به شرط تمليک است که 314 صندلي ناوگان به اين شرکت تعلق دارد.
همچنين سهم شرکتهاي هواپيمايي مختلف از صندلي موجود در ناوگان هوايي کشور بدين شرح است: آريا 5/2 درصد، کاسپين 86/3 درصد، ايران اير تور 27/8 درصد، کيش اير 5/6 درصد، ماهان 03/11 درصد، قشم اير 62/2 درصد، ساها 04/2 درصد، ايران اير 11/47 درصد، نفت 66/0 درصد، آسمان 01/12 درصد، ارم اير 87/1 درصد، تفتان 59/0 درصد و سفيران 88/0 درصد است.
از مجموع کل صندليهاي موجود در ناوگان هوايي مسافري کشور 5/71 درصد ملکي و 5/28 درصد استيجاري است.
در همين حال نيز وزير راهوترابري بر عدم اعطاي مجوز به تاسيس شرکتهاي هواپيمايي جديد تاکيد کرده و گفته است که ايده آل آن است که زير 8 شرکت هواپيمايي فعال بايد فعال باشند.
البته تحقيقات صورت گرفته نيز از اتلاف در ادغام شرکتهاي هواپيمايي بزرگ با شرکتهاي هواپيمايي با توان مالي ضعيف در دنيا حکايت دارد.
در حال حاضر هم شرکتهاي هواپيمايي فعال کشور به سمتي حرکت مي کنند که آژير را براي آينده ناوگان هوايي کشور به صدا درآورده اند و آن رفتن به سمت اجاره هواپيماهاي خارجي است. اکثريت شرکتها خريد هواپيما را در دستور کار ندارند و با بررسي برنامههاي آنها مشخص مي شود که اجاره هواپيما تنها در دستور کار آنان قرار گرفته است .
بدين ترتيب، با ادامه اين روند تا چند سال آينده ناوگان حمل و نقل هوايي مسافري کشور تبديل به پارکينگ هواپيماهاي استيجاري خواهد شد؛ لذا توجه مسئولان مربوط به اين مساله ضروري به نظر مي رسد و شايد چاره آن نيز ابلاغ دستورالعمل مربوط به محدوديت در اجاره هواپيما و در دستور کار قرار گرفتن خريد هواپيما به شرکتهاي هواپيمايي براي بقا در ناوگان هوايي کشور باشد.
گفتني است، هماکنون در حدود 20 فروند هواپيما از انواع مختلف ايرباس، فوکر، توپولوف، بوئينگ و... در دستور کار خريد شرکتهاي هواپيمايي قرار دارد.
منبع: خبرگزاري مهر
| ۶ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۷:۲۷ | تعداد بازديد : 6691 | كد خبر : ۳۲۶۵۴ |
1ـ دوندههاي كنيايي و هلندي در حال نزديك شدن به خط پايان دوي 300 متر مردان المپيك 2000 آتن.
2ـ هيأت توريسم مالزي، جايزه نخست خود را به «بازوكي محمد» به خاطر عكس از جزاير «لانكايان» داد.
3ـ مسئولان چيني و كميته بينالمللي المپيك در مراسم المپيك پكن.
4ـ در مسابقه عكسهاي خبري كاخ سفيد، جايزه بهترين عكس به «لري دوئينگ» داده شد؛ جورج بوش در حال جنگ با چتر خود در هوايي طوفاني است.
5ـ «جورج تنت» در حال گوش دادن به شهادتهاي «جان مكلولين» در «كپيتول هيل» واشنگتن. تنت در سال 2005 و پس از افتضاح اطلاعاتي جنگ عراق، از رياست سازمان «سيا» بركنار شد.
6ـ «توني بلر» در كنفرانسي در حزب كار اسكاتلند؛ برنده جايزه عكاسي سال از مؤسسه پيكچراديتور.
7ـ مسابقه بهترين عكس ژورناليستي و برنده ديپلم افتخار به خاطر نمايش شخصيتها به «فينبار اوريلي»؛ يك دختر سوداني در آغوش خواهرش در شمال «دارفور». امسال دارفور، روزهاي پرآشوبي را گذراند.
8ـ جايزه دوم مؤسسه «ورلدپرس فوتو» براي «پير هولتز»؛ حمله ملخ و فرار كودكان در داكار سنگال.
9ـ يك مرد هندي كه دست دختر هشتسالهاش را كه در زلزله سونامي از بين رفته در آغوش گرفته است؛ جايزه سوم اينترنشنالنيوز. بيترديد سونامي، تلختريه حادثه آغاز سال 2005 بود.
10ـ جايزه اول مؤسسه «جورج بندرهايم» به «ونيسنت كسلر»، ژاك شيراك و گرهارد شرودر در «نورماندي».
11ـ زنده سوزاندن يك هاييتيايي.
12ـ بوسه فرستادن بوش به هوادارانش، در حالي كه سگش، بارني را در تگزاس در آغوش گرفته است.
13ـ جايزه دوم مردم در عكس به «پل وريكر»؛ يك مهاجر ايراني در هلند كه در حال اعتراض به قوانين هلند عليه زندانيهاست.
14ـ سلام نظامي كري به هواداران در بوستون. كري در مبارزه با رقيبش بوش، شكست خورد.
15ـ برنده عكس پادشاهي سال از طرف «پيكچراديتور». پرنس چارلز انگليسي و كامليا پاركر در حال تماشاي يك مسابقه در اسكاتلند. ماجراي ازدواج چارلز، شاهزاده انگليسي با اين دوست دختر پير، از اخبار پرسروصداي امسال بود.
16ـ كشتار مدرسه بسلان روسيه؛ ديپلم افتخار اينترنتشالنيوز.
| |||||||||||||||||||||||||||||||
ليلی نام تمام دختران زمين است...!
خدا مشتی خاک را بر گرفت .میخواست لیلی بسازد از خود در او دمید و لیلی پیش از آنکه با خبر شود عاشق شد سالیانی است که لیلی عشق میورزد . لیلی باید عاشق باشد زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد عاشق میشود! لیلی نام تمام دختران زمین است ; نام دیگر انسان خدا گفت :به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید آزمونتان تنها همین است :ع ش ق .و هر که عاشق تر آمد; نزدیک تر است; پس نز دیک تر آیید ; نزدیک تر عشق کمند من است کمندی که شما را پیش من می آورد کمندم را بگیرید و لیلی کمند خدا را گرفت خدا گفت : عشق ; فرصت گفتگو است . گفتگو با من با من گفتگو کنید و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد لیلی هم صحبت خدا شد خدا گفت :عشق; همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند ولیلی مشتی نور شد در دستان خدا.... برگرفته از کتاب :ليلی نام تمام دختران زمين است
يلداي چلچراغ با مردي با عباي شكلاتي
هنوزم بودن با تو، برامون يه اتفاقه
ترانه نيلوفر لاريپور
متن ترانهاي كه نيلوفر لاريپور براي مردي با عباي شكلاتي سروده بود و در جشن اجرا شد
مثليه شعله درخشيد
تو شب خالي و خونسرد
اين عجيبه ولي انگار
يه نفر باورمون كرد
يه نفر كه آسمونو
به دل آينه بخشيد
دلشو شكستيم اما
از گلايه مون نرنجيد
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي
هنوزم بودن با تو
برامون يه اتفاقه
عكس تو اگر چه كهنه
روي ديوار اتاقه
تو نجيب و مهربوني
بيا مهربونترين باش
لااقل فقط يه ذره
چلچراغيتر از اين باش

|
advertisement at gooya dot com | |
|
Buy Luxury Cars | |
|
آلبوم عکس اينترنتي | |
|
Diamonds | |
سخن- آيا خرابي دستگاه VOR مي توانسته منجر به انحراف مسير هواپيما و سقوط آن در شهرک توحيد شود؟
کارشناس- تقريبا غير ممکن است. هرچند هوا در آن روز به شدت آلوده و ديد افقي کم (و حتي کمتر از ميزان ِ مجاز براي پرواز VFR) بوده ولي بعيد مي دانم در آن شرايط استرس، خلبان بخواهد بر اساس رويه ي تقرب با دستگاه (IAP) و اپروچ چارت، آن هم فقط با VOR اقدام به فرود نمايد. اگر 29 کارشناس به اين دليل براي سقوط استناد کنند دست و پاي شان در پوست گردو خواهد ماند چرا که اگر ميزان ديد براي پرواز VFR کافي نبوده باشد، خلبان بايد تحت IFR پرواز مي کرده که لازمه اش مجهز بودن هواپيما و درست کار کردن ِ دستگاه هاي کمک ناوبري بوده. اين که ديد ِ تهران بد بوده ولي ديد بندر عباس خوب بوده از آن حرف هاي خنده دار است که اگر به صورت گزارش مطرح شود، فردا نهادهاي بين المللي، مسئولان ايراني را مقصر خواهند دانست چون مسافران اين هواپيما شخصي بوده اند و نظامي نبوده اند.
-اينها که شما گفتيد براي ما که خلبان نيستيم قابل فهم نيست. ممکن است ساده تر توضيح دهيد؟
-ما دو نوع پرواز VFR و IFR داريم. در اولي اتکاي اصلي خلبان براي پرواز، به سطح زمين و افق طبيعي ست و اين نوع پرواز در شرايطي انجام مي شود که چشم بتواند در بيرون از هواپيما فواصل معيني را ببيند و از ابرها تا مقدار معيني فاصله داشته باشد. ميني مم هاي اين هوا در چارت هاي خيزش و تقرب و کتاب مقررات به طور دقيق مشخص شده است. خلبان بايد بتواند فواصل معيني را با چشم خود ببيند تا بتواند تحت اين مقررات پرواز کند. اگر نبيند بايد تحت ِ IFR پرواز کند و اين يعني پرواز به کمک دستگاه هاي داخل هواپيما که ملزومات ِ خود را دارد. اينجا ديگر ديد بيرون نيست که خلبان ملاک قرار مي دهد بلکه وضعيت نما و دستگاه هاي کمک ناوبري داخل هواپيماست که فرد ِ آموزش ديده به کمک ِ آن ها پرواز مي کند. در اين نوع پرواز، هم هواپيما بايد مجهز باشد، و هم خلبان بايد توانايي انجام چنين پروازي را داشته باشد. خلبانان هواپيماهاي مسافربري همگي آموزش چنين پروازي را مي بينند و اصولا پرواز هواپيماهاي مسافربري، پرواز IFR است. اما در پروازهاي نظامي وضع به گونه اي ديگر است که حالا زياد وارد جزئيات آن نمي خواهم بشوم. VOR يکي از دستگاه هايي است که به کمک آن مي توان موقعيت هواپيما را مشخص و با آن به صورت کورخود را به باند نزديک کرد. دستگاه هاي ديگري هم هست که قديمي ترين و ابتدايي ترين ِ آن ها ADF و جديدترين آن ها سيستم مکان يابي جهاني (GPS) است که مي توان با آن ها هم هواپيما را بدون ديد در امتداد باند قرار داد. دستگاه اصلي فرود کور ILS است که دستگاه تقرب دقيق است و امتداد و شيب فرود را همزمان نشان مي دهد. هيچ کدام از اين ها ربطي به وکتور ِ رادار مراقبت پرواز و هدايت زميني ندارد و کلاً دستگاه هايي است که در داخل هواپيما موقعيت هواپيما را نسبت به نقطه اي خاص مشخص مي کند.
-رويه ي تقرب با دستگاه که اشاره کرديد چيست؟
-رويه ي تقرب با دستگاه، روال ِ از پيش تعيين شده اي است که خلبان مي تواند به کمک چارت هاي آن و بر اساس آنچه دستگاه هاي داخل هواپيما نشان مي دهند، خود را در امتداد باند قرار دهد و بدون اين که باند را ببيند تا فاصله ي معيني به سر ِ آن نزديک شود و در نهايت فرود بيايد. اصلا معقول نيست که مرحوم کاپيتان گوهري خواسته باشد هواپيما را در شرايط اضطراري (آن هم شرايطي که در نهايت به سقوطش منجر شد) به خاطر هواي دود آلود تهران با دستگاه به باند نزديک کند. اگر چنين بود، خيلي راحت مي توانست سر هواپيما را بگرداند و از تهران دور شود و آن را در بيابان هاي جنوب تهران يا آزادراه قم با ديد عادي بنشاند. هواي تهران کثيف بود، هواي بيرون شهر که کثيف نبود! البته منطقي است که در هواي خوب خلبان بخواهد هواپيما را با سه موتور سالم در مهرآباد فرود بياورد چرا که آنجا امکانات امدادرساني وجود دارد و ايمني طبيعتا بيشتر است اما به شرط آن که اولا وضع هواپيما زياد خراب نباشد و ثانيا ديد به اندازه ي کافي باشد که اين سانحه نشان مي دهد وضع هواپيما چندان خوب نبوده و بايد زودتر در جايي ديگر فرود مي آمده است.
-پس خرابي VOR نمي توانسته باعث انحراف مسير و سقوط هواپيما شود؟
-به احتمال قريب به يقين خير. ظاهرا قرار بوده هواپيما با ديد معمولي پرواز داده شود چرا که در گزارش ها مي خوانيم تاخير پرواز به دليل ديد بد و خرابي دستگاه VOR بوده و نه نقص فني موتور. اگر چنين بوده و دستگاه سالم ِ ديگري در داخل هواپيما وجود نداشته (که بسيار بعيد است)، اصولا چنين پروازي نبايد آغاز مي شده و حال که آغاز شده مسئولان بايد بازخواست شوند که چرا اجازه ي چنين پروازي را با اين تعداد مسافر غيرنظامي داده اند. اين را هم اضافه کنم که پرواز با چنين خرابي هايي در هواپيماهاي نظامي امري عادي ست! اگر هم دستگاه هاي ديگر سالم بوده، حتي اگر ديد کم بوده نبايد مشکلي در تقرب به فرودگاه به وجود مي آمده، حتي با يک موتور از کار افتاده.
-به گفته ي برخي شاهدان هواپيما از سمت شمال به ساختمان برخورد کرده. چطور چنين چيزي ممکن است؟
-موضوع بسيار عجيبي است. اجازه بدهيد جواب اين سوال را بعد از اين که 29 کارشناس، مسير پرواز در آخرين دقايق را منتشر کردند بدهم. طرح اين مسئله موضوع را به شدت پيچيده مي کند.
-نظرتان راجع به فيلم منتشر شده در سايت هاي اينترنتي چيست؟
-فيلم به شدت گمراه کننده است. دوستان مطبوعاتي بايد تلاش کنند آن چه را که با منطق سازگار نيست حتي با ذکر اين که شايعه است منتشر نکنند. اين ديگر موضوع داشتن تخصص هوانوردي نيست بلکه منطق ِ عادي است. انتشار هر آن چه که گمراه کننده باشد فقط موجب گل آلود شدن آب و پنهان ماندن حقيقت خواهد شد و دست ِ مسئولان را براي ساکت کردن مطبوعات باز خواهد کرد که شما که تخصص نداريد حرف نزنيد و نظر ندهيد. استناد آن ها هم به همين حرف هاي غيرمنطقي و مدارک بي اساس خواهد بود. آن چه ما ديديم به نظر کانتريل جت است. زمان هم موقع غروب آفتاب است که به ساعت سقوط ربطي ندارد. موشک و اين شايعات را هم بهتر است فراموش کنيد. اصل ماجرا – که غير قابل انکار است – فقط و فقط اينهاست: خرابي موتور، و عدم توانايي خلبان در فرود آوردن سالم هواپيما در فرودگاه مهرآباد. به جاي افسانه هاي هيجان انگيز بهتر است روي اين موضوع متمرکز شويم که آيا عيب موتور از قبل از شروع پرواز معلوم بوده يا خير؟ چرا هواپيما به طرف مهرآباد رفته؟ و چرا خلبان نتوانسته هواپيما را روي باند فرود بياورد. اينها سوال هايي است که آقايان بايد جواب بدهند و از همان روز اول هم جوابش براي کساني که اسناد و شواهد را در اختيار داشته اند مشخص بوده است. اين که نمي خواهند به اطلاع مردم برسانند، دلايل ديگري دارد که نمي خواهم وارد شوم. اينجا رسانه ها بايد فشار بياورند تا جواب ها در اختيار مردم و متخصصان قرار گيرد، آن هم نه براي سرکوفت زدن به مسئولان و تسويه حساب هاي سياسي، بلکه براي جلوگيري از وقوع سوانح مشابه در آينده. اگر حتي فرض بگيريم خلبان اشتباه کرده و با کم کردن دور ِ موتور ِ سالمي که در کنار موتور خاموش شده بوده باعث بر هم خوردن تعادل هواپيما و افت ناگهاني ارتفاع شده باز بايد مسئولان توضيح دهند که چطور به خلباني با اين توانايي اندک چنين ماموريتي را داده اند. البته در مهارت خلبان شکي نيست و اين ها را فقط به عنوان پاسخ به يک احتمال که حتما مطرح خواهد شد مي دهم.
-پس زدن موشک به دم و ...
-با عرض معذرت از رسانه هايي که اين شايعات را منتشر کرده اند اين حرف ها بيشتر به درد پاورقي مجلات مي خورد. موشک را در جنوب تهران که روزانه ده ها پرواز انجام مي شود به يک هواپيماي معيوب نمي زنند. اگر هواپيما به طرف مرکز شهر مي رفت و وارد منطقه ي ممنوعه (آنجايي که ساختمان هاي حفاظت شده ي روساي کشور و مسئولان دولتي هست) مي شد، ممکن بود موشکي شليک شود ولي در اين منطقه، آن هم در شرايط عادي خيلي بعيد است! و تازه مگر هواپيما سالم بوده که دنبال چنين ادله اي مي رويم؟
-و خفه شدن مسافران پيش از سقوط در اثر کمبود اکسيژن؟
-اين هواپيما ارتفاعي نداشته که سرنشينان اکسيژن کم بياورند و خفه بشوند. در آن ارتفاع، مي توان يه طور عادي تنفس کرد. اين حرف ها همه گمراه کننده است و به شدت اعتبار منابع انتشاردهنده ي خبر را خدشه دار مي کند.
-اگر کسي موفق شده باشد در لحظات آخر تصويربرداري کند و دوربين اش سالم بماند آيا مي توان از روي آن به دليل سقوط پي برد؟
-اگر تصوير خارج از عرشه گرفته شده باشد خير. اين فيلم تنها آخرين واکنش هاي مسافران را نشان خواهد داد. اگر از پشت سر خلبان گرفته شده باشد، بله، خيلي چيزها را نشان خواهد داد ولي بعيد است در لحظه ي سقوط، خلبان به کسي اجازه بدهد پشت سرش بايستد و فيلمبرداري کند. مگر چنين چيزي امکان پذير است؟ به غير از اينها، براي کشف علت سقوط به اين چيزها اصلا نيازي نيست. خيلي راحت مي توان از روي قطعات باقي مانده و مدارک و گفت و گوهاي رد و بدل شده به علت سانحه پي برد.
-حتما شايعه ي دزديده شدن جعبه ي سياه را شنيده ايد؟
-بله؛ و اگر دوستان بگويند اين جعبه ي سياه چه رنگي است، آن وقت مي توانيم راجع به دزديده شدن آن و دکد کردن اطلاعاتش در پايگاه بسيج صحبت کنيم!!!
-فکر مي کنيد در گزارش نهايي، عامل اصلي سقوط را معرفي کنند؟
-بله. قطعا خلبان مقصر شناخته خواهد شد. ولي همان طور که قبلا گفتم در اين سيستم که نقش مافوق خلبان از خود خلبان مهم تر است، هرچند مقررات خلبان را مسئول بداند اما او در واقع مجري دستورات است و کاري جز اطاعت نمي تواند انجام دهد. يک فشار ديگر که رسانه ها و نمايندگان محترم مجلس به مسئولان تصميم گيرنده مي توانند وارد کنند اين است که با خلبانان مطابق قانون رفتار شود نه اين که اگر خلبان در چارچوب مقررات رفتار کرد او را دچار مشکلات شغلي و معيشتي کنند.
| شب چله با مردي با عباي شکلاتي" بر سر آنم که گر زدست برآيد/ دست به کاري زنم که غصه سرآيد | |
مراسم "شب چله با مردي با عباي شکلاتي" از سوي اهالي نشريه چلچراغ در روزي که ديشب آن شب يلدا بود به عنوان سومين شب چله اين نشريه، برگزار شد. هنوز نيمساعتي به آغاز مراسم مانده بود که صف طولاني جلو در وردوي تالار شهيد آويني فرهنگسراي بهمن تشکيل شده بود و مهمانان و علاقهمندان به حضور در مراسم منتظر باز شدن درهاي سالن بودند. در راهروي سالن پرچم ايران روي ميزي گذاشته شده بود و مهمانان با نوشته و امضاي خود هديهاي را که قرار بود به خاتمي بدهند تکميل ميکردند. داخل سالن هم روي هر يک از صندلي کاسهاي انار و فال حافظ گذاشته شده بود. به گزارش خبرنگار ايسنا سالن 1500 نفرهي شهيدآويني فرهنگسراي بهمن تقريبا پر شده بود که خاتمي؛ " مردي با عباي شکلاتي " در ميان ابراز احساسات، دست زدنها و "خاتمي دوستت دارم" هاي حاضران وارد شد و با حضور در ابتداي سالن با خم کردن سر و تکان دادن دست از ابراز احساسات آنها قدرداني کرد. همزمان با ورود خاتمي جمعي از اعضاي خانواده وي از جمله عماد پسرش و ليلا دخترش هم در جشن يلداي 40 چراغ حاضر شدند. جشن شب چله 40 چراغ با شعري از سهيل محمودي در وصف امام رضا(ع) و سپس اجراي منصور ضابطيان و پگاه آهنگراني آغاز شد و امير مهدي ژوله، طنزنويس 40 چراغي در ابتداي اين مراسم لطيفههايي درباره خاتمي و اصلاحطلبان تعريف کرد که با ابراز احساسات و هيجان حضار همراه شد. در ميانه اين برنامه چند کليپ با مضمونهاي متفاوت به نمايش درآمد که يکي از آنها مربوط به تعدادي از همکاران 40 چراغ بود که براي نوشتن گزارشي در قالب دو گدا به سطح شهر تهران رفته بودند و واکنش مردم را به تصوير ميکشيدند. کليپ ديگر انيميشيني را با صداي شهرام ناظري خلق کرده و به نمايش گذاشته بود. يکي ديگر از کليپهايي که در اين مراسم به نمايش درآمد، روايت هشت سال رياستجمهوري خاتمي با نمايش عکسهاي حجت سپهوند از خاتمي بود که با وجود ادبيات 40 چراغي و طنز آميز آن، اشکهاي خاتمي و همراهي بسياري از حاضران در هنگام نمايش اين کليپ فضاي سنگيني را حاکم کرده بود. در ادامهي مراسم به ياد شهداي جنگ تحميلي کليپي که از سوي برگزار کنندگان مراسم ساخته شده بود نمايش داده شد و مهديه عدالتمنش فرزند شهيد علي عدالتمنش به قرائت متني ادبي دربارهي خاتمي پرداخت و او را نمادي از يک روحاني روشنفکر و سياستمدار با اخلاق و از احياکنندگان تصوير حضرت امام(ره) براي نسل سوميهايي که امام را درک نکردهاند، معرفي کرد. به گزارش ايسنا بخش ديگري از اين مراسم به اقليتهاي مذهبي اختصاص داده شد. در اين بخش راشين جهانگيري به نمايندگي از زرتشتيان، لعا دانيالي به نمايندگي از کليميان و ژوزف اميريان به نمايندگي از مسيحيان همزمان با هم به روي سن آمدند و هرکدام با قرائت آياتي از کتاب مقدسشان سخناني را جداگانه دربارهي خاتمي ارائه دادند. بر اساس اين گزارش 40چراغيها به شهرستانهاي مختلف ايران رفته بودند و کليپي از اظهارات و ابراز احساسات جوانان دربارهي سيد محمد خاتمي تهيه کرده بودند که در اين مراسم به نمايش درآمد. بچههاي 40 چراغ در ادامه اين مراسم ترانهاي از لاريپور ترانهسرا با عنوان مردي با عباي شکلاتي را به اجرا درآوردند. پس از اجراي ترانه از خاتمي دعوت شد تا براي شرکت در گفتوگويي دوستانه با مجريان برنامه به سن برود. همزمان با قرار گرفتن خاتمي روي سن حاضران با سرود يار دبستاني او را همراهي کردند و خاتمي هم با تکان دادن دست پاسخ آنها را داد. خاتمي بعد از پايان گفتوگو با تفالي به ديوان حافظ ، اين شاعر بزرگ را آيينهتمامنماي ملت ايران خواند و از روي ديوان حافظ خواند: عشقبازي و جواني و شراب لعل فام ، هر كه اين عشرت نخواهد زندگي بر وي حرام ... خاتمي در مصرع دوم با اشاره به مجلس حاضر از واژه "اين مجلس" به جاي "اين عشرت" استفاده كرد. هديه 40 چراغيها به خاتمي با خاموش كردن تمام چراغها و در حالي كه از وي خواسته بودند چشمهايش را ببندد، وارد سالن شد؛ پرچم ايران كه به امضاي مهمانان و ميزبانان رسيده بود و عدهاي با خواندن سرود اي ايران آن را بالاي سر خود گرفته بودند. اين هديه تا رسيدن به دست خاتمي با همخواني سرود همراهي شد. بچه هاي 40 چراغ همچنين وبلاگي با عنوان مردي با عباي شكلاتي به آدرس http://www.khatamionline.com به خاتمي هديه كردند تا پس از اين خاتمي هم با مطالب خود به جمع بلاگرها بپيوندد. ***سيد محمد خاتمي گفت كه جوانان را دوست دارد؛ زيرا آنان براي يافتن ميكوشند و مظهر حرکت، نشاط و زندگي هستند. به گزارش ايسنا وي در ادامه اين مراسم، با تشکر از برگزارکنندگان مراسم " شب چله با مردي با عباي شکلاتي" با طرح مقدمهاي دربارهي نقش "شب" در ادبيات و فرهنگ ما گفت: شب در ادبيات ما نمود سكون، آرامش و خلوت كردن با خود و كنار زدن پردههاي فريب و دورويي كه انسانها در روز بر چهره دارند و هنگامهي نه آشنايي با خود، که نزديکي با جهان است...."معاشران گره از زلف يار باز کنيد ....شبي خوش است، بدين قصهاش دراز کنيد". شب محل انس، گرد هم آمدن و جايگاه تامل و تدبر بوده است و بيجهت نيست که خداوند هم بهترين شب را شب قدر معرفي کرده است . رييسجمهور سابق كشورمان گفت: دريغم آمد در اين شب خوب؛ شبي كه ديشب آن يلدا بود؛ در حال و هواي خوشي که به واسطهي ميلاد امام رضا (ع) داشتيم و در ميلاد مسيح رحمت، از جواني چيزي نگويم. وي جواني را زيبايي و بارزترين وجه زيبايي را جواني دانست و ادامه داد: هيچ زبان و قلمي قادر به توصيف زيبايي نيست. فقط با هنر و شعر ميتوان زيبايي را تصوير کرد. ميتوان زيبايي را احساس کرد و به کمک هنر در احساس ديگران نشاند. دوست داشتم که شاعر بودم و دربارهي جواني شعر بگويم و اگر شعر نميگويم دوست داشتم مجالي ميداشتم و شعروارهاي دربارهي جواني ميگفتم. خاتمي با بيان اينكه فيلسوفان و عالمان از واقعيت گزارش ميکنند، اما هنرمند ميآفريند، گفت: هنرمند دروغ نميگويد و آنچه هست، راست است. خبر و روايت است که تحمل صدق و کذب ميکند، اما هنر از مقولهي خبر و روايت نيست و همان است که هست و از جان هنرمند برميخيزد؛ اما از جان پاک، هنر زيبا برميخيزد و از جان ناپاک و پلشت، هنر نازيبا. جان زيبا است که بايد زيباترين مظهر و منشاء زيبايي يعني جواني را بسرايد. "مردي با عباي شکلاتي" هرچند که مجال نداشت تا شعر وارهاي درباره جواني بگويد اما در چند جمله به بيان اينکه چرا جوان را دوست دارد، پرداخت و گفت: جوان را دوست دارم چون خدا را دوست دارم. خدا عين زيبايي و زيبايي مطلق است و زيباترين آفريدهي او جوان و جواني است. جوان را دوست دارم چون خدا را دوست دارم و جوان را دوست دارم چون انسان را دوست دارم؛ انساني که تنها وقتي خدا او را آفريد به خود آفرين گفت و زيباترين وجه انسان، جواني انسان است. خاتمي ادامه داد: انساني که خدا را دارد، همه چيز دارد و انساني که خدا را ندارد، هيچ چيز ندارد و شعر عرفاني ماست که به ما ميگويد" به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ....عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست." خدا را دوست دارم از اين جهت انسان را دوست دارم و چون انسان را دوست دارم، جوان را که اوج کمال و زيبايي انسانيت است، دوست دارم. رييسجمهور سابق کشورمان جوان را دوست دارد چون بهگفتهي خود از سکون بيزار است و جهان ما يکسره حرکت و سيلان است. وي ادامه داد: از" هراکليت" تا "صدرالمتالهين" از" صدرالمتالهين تا" هگل" همگي گفتهاند نهاد جهان ناآرام است و بلکه ناآرامي، نهاد جهان است و جهان همواره در حرکت است و بالاترين بيان وحي الهي است که فرمود" کل يوم هو في شان" خدا در هر لحظه در شاني است و هر شان او را فيضي است و فيض وجود او را آفرينشي است؛ يعني خداوند همواره در حال آفرينش جهان نو است. جوان را دوست دارم چون از سکون بيزارم و چون حرکت ذات و جوهر اصلي و جوان مظهر تحرک و پويايي است. به گزارش ايسنا خاتمي گفت: جوان را دوست دارم چون زندگي را دوست دارم وجوان مظهر زندگي هم به لحاظ جسمي هم به لحاظ معنوي است. کشش جنسي که يک نعمت بزرگ خداست و اگر نبود تداوم حيات انساني و نسل انساني ميسر نبود، در جوان به اوج خود ميرسد و اين يعني ميل به سوي زندگي و اگر سلولهاي طبيعي ارگانيزم و انداموارهي انسان را براي زندگي ايجاد ميکنند، جهان انسان از اندامواره و ارگانيزمي پيچيدهتر و عاليتر از انداموارهي انسان برخوردار است . وي افزود: زن و مرد جوان مهمترين عنصر حيات پيچيدهي انداموارهي جامعه انساني هستند و اين زن و مردند که خانه و خانواده را به عنوان پايه جامعه تشکيل ميدهند و آيا نبايد متاثر باشيم که در دنياي امروز و به خصوص در اثر نقصاني که تمدن غرب از اين جهت دارد، بنيان خانواده سسست شده است. خاتمي دانايي را وجه ديگري براي دوست داشتن جوان خواند و گفت: مبدا دانايي را پرسش ميدانم؛ اگر پرسش نباشد و ذهن انسان بيپرسش انباني از دانستهها و آگاهيهايي باشد که ديگران در پاسخ به آن پرسشها گفتهاند، آن فرد دانا نيست؛ انسان با پرسش ناآرام ميشود و تلاش ميکند پاسخ مييابد. با پاسخ دانا ميشود و آنگاه آرام ميگيرد. آغاز دانايي پرسش است و جان جوان سرشار از پرسش از جزئيترين امور تا عاليترين معاني جهان هستي است و پرسش آغاز دانايي و جوان، نماد آيينه دانايي است. وي جوان را مظهر حرکت، نشاط و زندگي دانست و گفت: جوان ميل به زندگي و رو به آينده دارد، حرکت ميکند و خطا هم ميکند. خطا هم دوست داشتني است؛ چرا که تا خطا نباشد تلاش براي حل مشکل وجود نخواهد داشت. همچنان که پرسش آغاز دانايي است، خطا مقدمه اصلاح و صلاح جامعه است. جوان را دوست دارم چون خطا ميکند و جوان را دوست دارم چون ميکوشد تا خطاي خود را جبران کند. خاتمي تاکيد کرد: ما احساسات فراواني داريم و جوان دانا جواني است که ميکوشد تا خواهشهاي گرفتارکننده خود را به خواهشهاي برتر تبديل کند و جان ناآرام خود را در اثر آن خواهشها با حرکت به سوي خواهشهاي بالاتر با حرکت به سوي برآوردن خواهشهاي بالاتر سيراب کند و در اين دنياي سعي و خطا که حقيقت طبيعت است، در کنار هم قرار گرفتن فرهيختگان جامعه با جوانان، ميتواند ما را به آينده بهتر اميدوار کند. وي با بيان اينکه"جوان را دوست دارم چون جوان به وضع موجود راضي نيست و همواره در جستوجوي وضعي بهتر و مطلوبتر است" در ترسيم وضع مطلوب آن را وضعي دانست که در آن، انديشه آزاد باشد، انسان حرمت داشته باشد، از بيعدالتي خبري نباشد و جامعه با مشارکت افراد پيش رود. وي گفت: اين خواست ما در طول تاريخ بوده و جوان امروز ما هم به سوي اين وضع مطلوب در حرکت است. رييسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: درست است که مسووليتها ميگذرد؛ اما اين ملت هزاران سال است که در تاريخ حضور داشته و با همه فراز و نشيبها، راه خود را به سوي آينده طي کرده است. دل دريايي اين ملت صدها سال است با پذيرش اسلام توانسته است نقش اول را در ايجاد تمدن فاخر اسلامي ايفا کند. اين ملتها دهها سال است که در دنياي مدرن در جستوجوي آزادي، مردمسالاري، پيشرفت و استقلال تلاش کرده و هر گاه شکست خورده مايوس نشده است و در ميان مسلمانان اين افتخار را داشته که انقلاب اسلامي او با آزادي، قانونگرايي و دعوت به مردمسالاري تحقق پيدا کند. به گزارش ايسنا خاتمي معتقد است که اگر اين انقلاب اهميت دارد به اين دليل است که جامعه ما از موضع دين خواستار آزادي، استقلال و پيشرفت شده و ديني را خواسته که با استقلال و آزادي و پيشرفت او سازگار باشد. وي با تاکيد بر تلاش مردم و مسوولان براي براي سرفرازي، پيشرفت و آزادي ايران و يافتن جايگاه والايي که ايران در صحنه بينالمللي بتواند در آن قرار گيرد، تصريح کرد: ما خواستار جامعهي مردمسالار توام با معنويت و پيشرفت در درون و منادي دنياي عاري از خشونت و سرشار از صلح و مهرباني هستيم. خاتمي سخن خود را با کلام حافظ به پايان رساند و چنين گفت: "بر سر آنم که گر زدست برآيد/ دست به کاري زنم که غصه سرآيد..... " ***سيدمحمد خاتمي گفت: اگر بتوانيم زمينهاي را فراهم كنيم تا جوانهاي تمدنهاي مختلف با هم رابطه داشته باشند، شايد راهي براي منزوي كردن خشونتطلبان در دنيا و زمينهاي به سوي صلح و آشتي باشد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خاتمي در بخش گفتوگو با پگاه آهنگراني و مسعود ضابطيان؛ دو مجري اين جلسه، در پاسخ به سوالي با اين مضمون كه آيا 35 سال پيش وقتي كه در اردكان به آسمان نگاه ميكرده فكر ميكرده كه روزي دربارهي رنگ عباي او ترانه بگويند؟ گفت: من هميشه وقتي كه شبهاي كوير را ميديديم به ياد نزديكي آسمان و زمين و روح آسماني انساني كه در زمين زنداني است و ميتواند آسماني شود ميافتادم. آرزو داشتم همه انسانها را در همه جا شاداب و برخوردار ببينم و روزي كه تقدير ايجاب كرد كه در اين موقعيت قرار گيرم، هميشه به دنبال شادي روح ايراني بودهام. آن ترانهاي كه خانم لاريپور سروده، مهر و محبت و عشق ايراني را نشان ميدهد. مهم نيست كه دربارهي چه كسي سروده شده، مهم اين است كه سرود عشق است و من هميشه سرود عشق را دوست داشتهام. رييس جمهور سابق كشورمان در پاسخ به اين سوال كه اين روزها كجاست و چه ميكند، گفت: كمي استراحت ميكنم. اما دغدغهها انسان را راحت نميگذارد. كارهاي گذشته را مرور و براي آينده خود را آماده ميكنم. مجري مراسم درباره اين كه آيا شب چله را با خانواده گذرانده است، از وي پرسيد كه خاتمي گفت: بعد از پايان مسووليتم تصميم گرفتم كه ناهار را در منزل باشم و تا فردا ساعت 10 كه به سر كار ميآمدم در منزل ميماندم؛ متاسفانه يكي از دخترهايم يك ماه پيش از ايران رفت و خوشبختانه يكي ديگر از دخترهايم به ايران آمد. محفل صميمي و خوبي داريم و دق دل اين هفت سال را در ميكنيم. رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با اين سوال مواجه شد كه آيا سفر زياد ميرود و آيا در اين سفرها همچنان از او استقبال ميشود. وي اظهار داشت: بله سفر زياد ميروم اما اين كه استقبال ميشود را بايد از ديگران پرسيد. از همه سياستمداران، دانشگاهيان، فرهيختگان كه دعوت ميكنند و از ايرانيان خارج از كشور كه در سفرهايم با آنها ديدارهايي دارم تشكر ميكنم. خاتمي در پاسخ به اين سوال كه بهترين اتفاقي كه در دوران رياستجمهورياش افتاد چه بود؟، گفت: فكر ميكنم بهترين اتفاقي كه رنج مرا زياد كرد اين بود كه شاهد بودم در جامعهي جوان ما كه هفتاد درصد زير 30 سال هستند، جوانان با اميد به آينده به صحنه آمدند و متاسفم از آن كه آن طور كه بايد و شايد به اين اميد پاسخ نداديم؛ اما وضعيت ما در لايههاي جامعه نه در صورت و سطح، بهتر از روزهاي گذشته است. خاتمي همچنين در پاسخ به اين سوال كه دوست داشت چه اتفاقي بيفتد، تصريح كرد: دوست داشتم خواست ملت ايران كه آزادي، استقلال و پيشرفت است سريع تحقق يابد؛ اما مسائل سياسي و اجتماعي زمان ميبرد و نبايد انتظار نتيجهي زودهنگام داشت. مردي با عباي شكلاتي در مواجهه با اين سوال كه استقلالي است يا پرسپوليسي هم گفت: من ايرانيام. همه را دوست دارم و اميدوارم كه تيم ملي در جام جهاني موفق شود. او همچنين در پاسخ به اين پرسش كه پيش بينياش براي بازي ايران و پرتغال چيست؟ گفت: من پيشبيني نميكنم و اساسا پيشگويي هم نميكنم؛ چون پيشگويي مربوط به پيامبران و يا پيشگويان است كه من هيچ كدام نيستم. اميدوارم هر چه هست باعث عزت و سربلندي ايران شود. به گزارش ايسنا پگاه آهنگراني از خاتمي پرسيد كه به نظر او منصور ضابطيان شبيه چه كسي است. خاتمي با اشاره به فيلمي كه از بچههاي چهلچراغ ساخته بودند و منصور ضابطيان نقش يكي از گدايان را بازي كرده بود، گفت: شبيه همان گدايي است كه در فيلم بود. وي همچنين با يادي از مرحوم "كيومرث صابري" گل آقا، يادآور شد: متاسفانه ايشان عكس ما آخوندها را به دلايلي نميكشيدند، اما دكتر نجفي وزير اسبق آموزش يك بار به من گفت حس ميكنم كه كم كم داريم شبيه كاريكاتورهايمان ميشويم. "آقاي خاتمي چرا دير ازدواج كردهايد؟" اين سوالي بود كه خاتمي در پاسخ به آن گفت: من علاقهمند بودم استقلال پيدا كنم و بعد ازدواج كنم .آخر هم استقلال پيدا نكردم و ازدواج كردم. او همچنين در پاسخ به اين پرسش كه جوانان در كنار او هستند يا خير؟ با اشاره به فعاليتهايي كه در آينده در نظر دارد انجام دهد، يادآور شد: من براي آيندهام سه فعاليت ميكنم كه در هر سه، بستر فعاليت جوانها فراهم ميشود. ميخواستم كارها شكل بگيرد و بعد اعلام كنم. چون ميخواهم متكي به خودم باشم. بنابراين كارها مقداري طول ميكشد. يكي از فعاليتهايم بنياد آزادي، رشد و آباداني ايران (باران) است كه اين بنياد متشكل از مديران برجسته و باسابقه ايران و بسياري از استادان دانشگاه و پژوهشگران است و اميدواريم كه در عرصههاي فرهنگي تربيت نيرو، اقتصادي، سياسي، اجتماعي فعال باشيم. رييس بنياد باران با اشاره به مصوبه اخير اين بنياد مبني بر اين كه عمدتا عضو پيوسته را از ميان جوانان بگيرند، تصريح كرد: اين تصميم در زمان خود اعلام خواهد شد كه از جوانان هم به صورت شخصيت حقوقي آنها و هم NGOهايي كه در جامعه ما وجود دارد استفاده كنيم. يكي از افتخارات دورهي مسووليت من، گسترش كمي و كيفي موسسات غيردولتي در ايران به خصوص در بخش جوانان است. خاتمي ادامه داد: بخش ديگر فعاليت من مربوط به گفتوگوي تمدنهاست كه در اين زمينه يك موسسه در ايران تاسيس كرديم و علاقهمنديم گفتوگوي بين شرق و غرب و بين اسلام را برگزار كنيم. رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با اشاره به اين كه در سفرهاي خارجي از او به عنوان يك مسلمان شرقي استقبال ميشود نه فردي كه فلسفه غرب را مطالعه كرده است، يادآور شد: اين امر به دليل اهميت شرق و دنياي اسلام است. در طول تاريخ سوءتفاهماتي بين غرب و اسلام وجود داشته و قدرتهاي خشونتگرا و توسعهطلب براي ادامه كار خود هميشه دشمن ايجاد كردهاند و امروز كه دشمني به نام اردوگاه شرق و سوسياليسم وجود ندارد، از اسلام براي خود دشمن ميسازند و ديگر گرايشها و روشهاي خشونتباري كه به نام اسلام هم در درون كشورهاي اسلامي و هم در عرصه بينالمللي وجود دارد را به حساب اسلام ميگذارند. اين روحاني مسلمان تاكيد كرد: ديدهاي تحجرگراي متعصب كه با هرگونه پيشرفت مقابله ميكند و در عرصه جهاني به خشونت دست ميزند، همچنين با ترور و ايجاد وحشت در دنيا چهرهي اسلام را خدشهدار ميكند. ما در دنيا بايد بگوييم كه آيا صدايي كه از اسلام و دنياي شرق بيرون ميآيد همان صدايي است كه از لولهي اسلحهها و يا انفجار بمبها در نيويورك، لندن، و جاهاي ديگر شنيده ميشود؟ و يا اسلام صداي ديگري هم دارد. به گزارش ايسنا خاتمي معتقد است كه اسلام صداهاي بهتري دارد و اكثريت جوامع شرقي و اسلامي در عين حال كه دلشان ميخواهد به آيين خود پايبند باشند ميخواهند در دنياي امروز زندگي كنند. رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با اشاره به سفري كه به مالزي در فوريه خواهد داشت، تصريح كرد: در اين سفر در كنفرانسي با اين عنوان " چه كسي از طرف اسلام و چه كسي از طرف غرب سخن ميگويد؟" شركت خواهم كرد و سخنران اصلي خواهم بود. معتقدم كه ما در شرق بايد ابتدا مشخص كنيم كه چه كسي از طرف اسلام سخن ميگويد. اسلام مهربان طرفدار پيشرفت كه راه مردم سالاري را متناسب با شان انسان انتخاب كرده است، اسلامي كه براي حقوق بشر احترام قائل است و خواستار عدالت است و ميخواهد مستقل زندگي كند، بايد معرفي شود. اين اسلام ميخواهد نظامي داشته باشد؛ نه اسلام نژادپرستان آپارتايد كه فقط مسلمانان از آن برخوردار باشند. اسلام مردمسالاري را ميخواهد كه در آن همه انسانهايي كه در متن نظام زندگي ميكنند اعم از مسلمان و غيرمسلمان، از حرمت و حقوق مساوي برخوردار و در عين حال اين نظام از اخلاق و معنويت كه غايب بزرگ زمان ماست، بهرهمند باشد. وي ادامه داد: بايد بگوييم كه آيا اين اسلام ميتواند در دنيا با ساير تمدنها تفاهم كند يا آن كه به صورت ترورها و سختيها در دنيا خودنمايي ميكند. اين تلاشي است كه در درون دنياي اسلام و دنياي غرب ساماندهي ميشود و با كشورهاي مانند چين، ژاپن، هند و كشورهايي نظير آنها در رابطه هستيم تا ساماندهي فكر نوي را كه متعلق به گذشته است اما ميخواهد براي آينده زندگي بشر را تامين كند، صورت دهيم. خاتمي فعاليت سوماش را تاسيس مركز بين المللي گفتوگوي تمدنها در ژنو برشمرد و گفت: اين مركز نيز با حضور شخصيتهاي برجستهاي كه در دنيا هستند، شكل ميگيرد و در آنجا گفتوگويي بين اسلام و غرب و همان گفت وگوي تمدنها صورت خواهد گرفت. در تمامي اين موارد جوانان حضور خواهند داشت؛ زيرا گفتوگو فقط گفتوگوي كلامي نيست. اگر بتوانيم زمينهاي را فراهم كنيم تا جوانهاي تمدنهاي مختلف با هم رابطه داشته باشند، شايد راهي براي منزوي كردن خشونتطلبان در دنيا و زمينهاي به سوي صلح و آشتي باشد. طراح ايده گفتوگوي تمدنها در ادامه در پاسخ به اين سوال كه آيا تا به حال با اينترنت گفتوگو كرده است، گفت: نه. بنا بود آقاي ابطحي به من اينترنت ياد بدهند ولي هنوز اين كار را نكردهاند، ولي از اينترنت استفاده ميكنم و فرزندانم و ديگر اطرافيانم مرا در جريان آن چه در آن دنياي مجازي ميگذرد، قرار ميدهند. در پايان اين گفتوگو به خاتمي گفته شد كه دوستان وبلاگ نويس براي او هديهاي در نظر گرفتهاند و وبلاگ "خاتمي آن لاين" را به او هديه دادهاند و از او ميخواهند كه در اين وبلاگ مطلب بنويسد كه وي پاسخ داد: من افتخار ميكنم و از همه وبلاگ نويسان هم تشكر ميكنم. اين مراسم با نيايشي از باران كوثري و همراهي حاضران در اين جشن به پايان رسيد. | |


براي ثبت نام در اين سايت از اين لينك استفاده كنيد:
http://www.zernazan.com/forum/register.php
:Call Iran From USA, Great Service
https://www.wqn.com/supertel/default.aspx?bannerID=13

| گزارش تصویری/ نگار گر عشق -1 | |
| نقاشی خیالی سازی یا قهوه خانه ای یکی از سنتی ترین نقاشی های ایران به شمارمی آید.این نقاشی امروز با وجود این که اصیل ترین نوع نقاشی سنتی محسوب میشود، در سرازیری فراموشی قراردارد. استاد اسماعیل زاده یکی از بازماندگان نقاشی خیالی سازی محسوب میشود. | |
|
|















